آرتور فریدنریش،ملقب به «ببر»، نخستین فوق‌ستاره تاریخ فوتبال برزیل است. او سال‌ها پیش از ظهور پله، روماریو و نیمار، در زمین‌های خاکی و ناهموار آمریکای جنوبی توپ می‌زد. نام او با یک عدد جادویی گره خورده است: ۱۳۲۹ گل در طول دوران بازی. این رقم شگفت‌انگیز فریدنریش را در صدر برترین گلزنان تاریخ قرار می‌دهد، اما چقدر از این ادعای بزرگ حقیقت دارد؟

در این مقاله، کارنامه پرفرازونشیب این مهاجم افسانه‌ای را کالبدشکافی می‌کنیم تا مرز میان حقیقت تاریخی و افسانه‌پردازی‌های عامیانه مشخص شود.

افسانه ۱۳۲۹ گل؛ واقعیت یا بزرگ‌نمایی؟

در اوایل قرن بیستم، ثبت آمار در فوتبال برزیل ساختار مشخص و منظمی نداشت. ادعای ثبت ۱۳۲۹ گل توسط فریدنریش نخستین بار توسط دوست و هم‌تیمی سابقش، ماریو دی آندراده، مطرح شد. بر اساس یادداشت‌های او، فریدنریش این تعداد گل خیره‌کننده را در ۱۲۳۹ مسابقه بین سال‌های ۱۹۰۹ تا ۱۹۳۵ به ثمر رسانده بود.

بسیاری از مورخان معتقدند این آمار شامل بازی‌های غیررسمی زیادی است. مسابقات محلی، بازی‌های خیابانی، مسابقات دوران خدمت سربازی و حتی بازی‌های تمرینی در این آمار گنجانده شده‌اند. در دوران فوتبال آماتور، مرز باریکی میان یک مسابقه رسمی و یک بازی دوستانه محلی وجود داشت و همین امر راه را برای ثبت رکوردهای نجومی باز می‌کرد.

«او فوتبال برزیل را از یک بازی خشک و فیزیکی انگلیسی به یک هنر ریتمیک، نرم و رقص‌گونه تبدیل کرد؛ فریدنریش خالق واقعی زیبایی در مستطیل سبز بود.» — ادواردو گالیانو، نویسنده کتاب فوتبال در آفتاب و سایه

اسناد رسمی و پژوهش‌های مدرن چه می‌گویند؟

پژوهشگران بنیاد آماری سند.ورزش.فوتبال (RSSSF) سال‌ها روی کارنامه بازی فریدنریش تحقیق کردند. یافته‌های مستند آن‌ها تفاوت فاحشی با افسانه‌های محلی دارد. بر اساس مستندات مکتوب و آرشیو مطبوعات آن زمان، او در ۵۶۲ بازی رسمی موفق به ثبت ۵۵۷ گل شده است.

اگرچه این رقم با عدد افسانه‌ای ۱۳۲۹ فاصله زیادی دارد، اما همچنان یک شاهکار بی‌نظیر به شمار می‌رود. میانگین نزدیک به یک گل در هر بازی، آن هم در دورانی که مدافعان بدون هیچ واهمه‌ای مهاجمان را مصدوم می‌کردند و کارت زرد و قرمزی وجود نداشت، آماری خیره‌کننده است. او در طول دوران بازی خود ۹ بار آقای گل لیگ ایالتی سائوپائولو شد.

کوپا آمریکا ۱۹۱۹ و تولد «ببر»

نقطه عطف دوران ملی فریدنریش در جام ملت‌های آمریکای جنوبی ۱۹۱۹ (کوپا آمریکای امروزی) رقم خورد. برزیل در فینالی دراماتیک به مصاف اروگوئه رفت. بازی پس از وقت‌های اضافه طولانی به تساوی کشیده شد. در نهایت، فریدنریش در دقیقه ۱۲۲ گل پیروزی‌بخش برزیل را به ثمر رساند تا این کشور برای نخستین بار قهرمان قاره شود.

پس از این گل تاریخی، هواداران برزیلی او را روی دوش خود حمل کردند و رسانه‌های اروگوئه‌ای به دلیل بازی بی‌رحمانه و تیزچنگش در محوطه جریمه، به او لقب «ال تیگره» (ببر) دادند.

مبارزه با نژادپرستی در مستطیل سبز

اهمیت فریدنریش تنها در تعداد گل‌هایش خلاصه نمی‌شود. او به عنوان یک بازیکن دو رگه (فرزند یک مهاجر آلمانی و یک زن سیاه‌پوست برزیلی)، در دورانی درخشید که فوتبال برزیل ورزشی کاملاً اشرافی و سفیدپوستی بود. باشگاه‌های بزرگ به سختی بازیکنان رنگین‌پوست را می‌پذیرفتند.

او مجبور بود پیش از شروع هر مسابقه، موهای مجعد خود را با ژل صاف کند و حتی پودر برنج به صورت خود بمالد تا سفیدتر به نظر برسد. درخشش بی‌نظیر او در زمین بازی، اولین ضربه مهلک را به ساختار نژادپرستانه فوتبال برزیل وارد کرد و راه را برای حضور نسل‌های بعدی مانند پله باز نمود.

چرا امروزه نامی از او شنیده نمی‌شود؟

نبود فناوری ضبط تصاویر ویدیویی بزرگ‌ترین ضربه را به میراث فریدنریش زد. هیچ فیلم باکیفیتی از بازی او وجود ندارد تا جادوی او را به نسل‌های بعدی نشان دهد. از سوی دیگر، جام جهانی فوتبال تازه در سال ۱۹۳۰ متولد شد؛ یعنی زمانی که فریدنریش ۳۸ ساله بود و سال‌های پایانی فوتبال خود را می‌گذراند. به دلیل اختلافات شدید مدیریتی میان فدراسیون‌های ایالتی برزیل، تیم ملی این کشور تنها با بازیکنان ریودوژانیرو به جام جهانی رفت و فریدنریش که در سائوپائولو بازی می‌کرد، شانس حضور در بزرگ‌ترین تورنمنت جهانی را از دست داد.

امروزه نام‌هایی مثل پله، رونالدو و مسی ویترین‌های افتخارات را پر کرده‌اند، اما تاریخ فوتبال هرگز نمی‌تواند نام مردی را فراموش کند که پیش از اختراع تلویزیون، نخستین پادشاه فوتبال برزیل بود.