دعوای «بهترین بازیکن تاریخ» معمولا در احساسات و تعصب گم می‌شود؛ این‌جا فقط عدد حرف می‌زند. در این گزارش، اوج بازدهی گلزنی و پاس‌گل پله، لیونل مسی و کریستیانو رونالدو را با شاخص‌های G/90 و G+A/90 و فصل‌های رکوردشکن‌شان کنار هم می‌گذاریم.[1][7][11]

روش‌شناسی: اوج یعنی چه؟

برای هر بازیکن، یک فصل رکوردشکن به‌عنوان نمونه‌ی اوج انتخاب شده است؛ جایی که هم تعداد بازی زیاد بوده و هم خروجی گل و پاس‌گل در بالاترین سطح قرار داشته است.[7][12]

  • پله: فصل ۱۹۵۸ در سانتوس، ۳۸ بازی و ۵۸ گل در Campeonato Paulista؛ رکوردی که هنوز هم پابرجاست.[1][3][10]
  • مسی: فصل ۲۰۱۱–۱۲ بارسلونا؛ ۶۰ بازی، ۷۳ گل و ۲۸ پاس‌گل در همه رقابت‌های باشگاهی.[7][8][13]
  • رونالدو: فصل ۲۰۱۴–۱۵ رئال مادرید؛ ۵۴ بازی و ۶۱ گل در همه رقابت‌ها.[11][12][14]

برای هر سه، نرخ‌ها به‌صورت تقریبی بر اساس دقیقه‌های بازی گزارش شده‌اند؛ عددها دقیقِ دیتابیس‌های مختلف نیستند، اما تصویر نسبیِ درست از فاصله‌ها می‌دهند.[7][12]

جدول سریع مقایسه اوج سه نفر

در نگاه اول، یک جدول ساده همه‌چیز را شفاف‌تر می‌کند:

بازیکن فصل اوج (باشگاهی) بازی گل پاس‌گل G/90 تقریبی G+A/90 تقریبی
پله ۱۹۵۸ سانتوس ۳۸ ۵۸ نامشخص* ~۱٫۵ ~۱٫۷**
لیونل مسی ۲۰۱۱–۱۲ بارسلونا ۶۰ ۷۳ ۲۸ ~۱٫۳ ~۱٫۷–۱٫۸[7][8]
کریستیانو رونالدو ۲۰۱۴–۱۵ رئال مادرید ۵۴ ۶۱ ~۲۰–۲۲ ~۱٫۱–۱٫۲ ~۱٫۴–۱٫۵[12][14]
  • درباره پاس‌گل‌های پله در آن فصل ثبت استانداردی وجود ندارد؛ تخمین‌ها بر اساس گزارش‌های تاریخی است. ** برای پله، G+A/90 بر پایه ترکیب گل و پاس‌گل در چند فصل اوج دهه ۶۰ به‌صورت محافظه‌کارانه برآورد شده است.[1]

در اوج خالصِ تولید گل و مشارکت در گل، مسی با ترکیب گل+پاس کمی جلوتر است؛ رونالدو در گلزنی خالص می‌درخشد و پله با مزیت تاریخی اما داده ناقص وارد رقابت می‌شود.

مسی: ماشین ترکیبی گل و پاس

فصل ۲۰۱۱–۱۲ برای مسی یک سیاره‌ی جداست: ۷۳ گل و ۲۸ پاس‌گل در ۶۰ بازی باشگاهی، یعنی ۱۰۲ مشارکت مستقیم در گل.[7][8][13] این خروجی، نرخ حدود ۱٫۷۶ مشارکت در هر ۹۰ دقیقه را می‌سازد؛ ترکیبی تقریباً بی‌رقیب در فوتبال مدرن.[7]

نکته مهم این‌جاست که مسی هم‌زمان نقش طراح حمله و تمام‌کننده را بازی می‌کند. او بین خطوط توپ می‌گیرد، بازی‌سازی می‌کند و همان حمله را خودش تمام می‌کند؛ چیزی که در آمار پاس‌گل بالا و نرخ گل‌زنی نزدیک به ۱٫۳ در هر ۹۰ دقیقه دیده می‌شود.[7][13]

بارسلونای آن دوره با تیکی‌تاکا و تسلط کامل بر مالکیت، صحنه‌ی مناسب برای این نوع ستاره بود؛ تیمی که ساختار تاکتیکی‌اش در کنار کیفیت فردی، خروجی عددی را تا مرز غیرعادی بالا برده بود. مقایسه‌ی این تیم با ساختارهای دفاعی کلاسیک را می‌توانید در مقاله‌ی ظهور و سقوط کاتناچیو؛ هنر دفاعی ایتالیایی‌ها در دهه ۶۰ ببینید.

رونالدو: شکارچی تمام‌عیار

رونالدو در فصل ۲۰۱۴–۱۵، نسخه‌ی کامل یک مهاجم مدرنِ شماره ۹٫۵ است: ۶۱ گل در ۵۴ بازی برای رئال مادرید و حدود دو دهه بازی در بالاترین سطح اروپا پشت این فصل.[11][12][14] میانگین گل‌زنی او در این فصل حدود ۱٫۱ تا ۱٫۲ گل در هر ۹۰ دقیقه است؛ رقمی که در یک لیگ و چمپیونزلیگ فوق‌فشرده به دست آمده است.[12]

برخلاف مسی، نقش رونالدو در اوجش بیشتر روی ضربه‌ی نهایی متمرکز است. او با جاگیری در نیم‌فضاها، استفاده از بازی هوایی و شوت از راه دور، از هر نوع موقعیت قابل تبدیل، بیشترین بهره را می‌گیرد. پاس‌گل‌هایش کمتر از مسی‌اند، اما نرخ تبدیل موقعیت به گل و ثباتش در سطح بالای اروپا، او را به بهترین نمونه‌ی «ماشین گلزنی» این عصر تبدیل کرده است.[12][14]

پله: دنیای دیگری، داده‌های ناقص

پله در ۱۹۵۸ با سانتوس در Campeonato Paulista فقط در ۳۸ بازی ۵۸ گل زد؛ رکوردی که هنوز در فوتبال برزیل دست‌نخورده مانده است.[1][3][10][9] این یعنی میانگین ۱٫۵۲ گل در هر مسابقه؛ عددی که حتی نسبت به خروجی‌های دیوانه‌وار مسی و رونالدو هم تهاجمی‌تر است.

اما دو نکته مهم وجود دارد:

  • ساختار لیگ‌های برزیلی و تورنمنت‌ها در آن دوره با امروز قابل‌قیاس نیست؛ تعداد بازی، کیفیت حریفان و وضعیت زمین‌ها متفاوت بود.[1][9]
  • ثبت رسمی پاس‌گل و دقیقه‌های بازی ناقص است؛ برای همین، هر عددی درباره G+A/90 پله، ناگزیر به شکل بازه‌ی تخمینی گزارش می‌شود.[1]

برای فهم بهتر زمینه‌ی گل‌زنی در برزیل آن زمان، نگاه به دیگر رکوردشکن‌ها مثل آقای گل فراموش‌شده؛ افسانه هزار گل فریدنریش کمک می‌کند؛ جایی که می‌بینیم قبل از پله هم «عددهای فضایی» در فوتبال آمریکای جنوبی وجود داشته‌اند.[5]

چرا عددها کافی نیستند؟

مقایسه‌ی نسل‌ها فقط با عدد، همیشه خطرناک است:

  • سرعت بازی، کیفیت بدنی و تاکتیک دفاعی در دهه ۶۰ میلادی با دهه ۲۰۱۰ قابل‌قیاس نیست.[1][5]
  • تعداد بازی‌های فصل برای مسی و رونالدو به‌مراتب بیشتر است؛ فرسودگی و مدیریت بار فیزیکی بخشی از معادله‌ی بازدهی آن‌هاست.[7][12]
  • توپ، زمین، داوری و حتی قوانین آفساید در طول دهه‌ها تغییر کرده؛ هرکدام بخشی از خروجی عددی را جابه‌جا می‌کند.[5][15]

با این وجود، شاخص‌های G/90 و G+A/90 یک تصویر نسبتاً منصفانه می‌دهند: در ترکیب گل+پاس‌گل، مسی در اوجش جلوتر است؛ در گل‌زنی خالص، پله و رونالدو به او نزدیک می‌شوند، و بسته به معیار، حتی از او عبور می‌کنند.

جمع‌بندی: سه تعریف از «اوج»

اگر به اوج سه نفر فقط از زاویه‌ی داده نگاه کنیم:

  • مسی نمادِ ستاره‌ی همه‌کاره است؛ طراحی حمله، پاس‌گل و گل‌زنی با هم در یک بسته‌ی حدود ۱٫۷۶ مشارکت در هر ۹۰ دقیقه.[7]
  • رونالدو نماد کارایی فیزیکی و ثبات در سطح بالای اروپا؛ فصل‌های اوجش نشان می‌دهد یک مهاجم می‌تواند سال‌ها بالای ۱ گل در هر بازی بماند.[12][14]
  • پله نماد تسلط کامل در عصر خودش است؛ اعدادی که در بستر فوتبال برزیل و جهان آن روز، معنایش چیزی فراتر از «فقط گل» است.[1][9]

این مقایسه پاسخ نهایی به سوال «بهترینِ تاریخ» نمی‌دهد، اما یک چیز را روشن می‌کند: هر سه، در زمان خودشان تعریف «اوج» را عوض کرده‌اند؛ عددها فقط راهی است برای دیدن این تغییرات با عینکِ کمی، نه برای پایان دادن به بحث.